کتابـــنامه

کتابـــنامه

درباره‌ی کتاب‌ها و گاهی فیلم‌ها | کانال تلگرام: https://t.me/darbareketabha
کتابـــنامه

کتابـــنامه

درباره‌ی کتاب‌ها و گاهی فیلم‌ها | کانال تلگرام: https://t.me/darbareketabha

پرنده‌ی من - فریبا وفی

از روزی که نوشتن درباره‌ی کتابها را در کتابنامه آغاز کردم با خودم عهد بسته بودم که بیش از پیش داستان ایرانی بخوانم و روشی که در ابتدا برای خواندن و نوشتن درباره‌ی کتابها در ذهن داشتم این گونه بود که  یادداشتهای وبلاگ می‌بایست یکی در میان مربوط به یک رمان ایرانی باشد. البته همانطور که حالا از کتابهای معرفی شده در وبلاگ مشخص است این خواسته میسر نشد و دلایل فراوانی هم می‌توان برای آن بیان کرد که به طورمثال پیچیدگی بیشتر و البته گاه غیرضروری داستانهای ایرانی و همینطور جذابیت و کشش کمتر بسیاری از آنها نسبت به داستان‌های خارجی، بخشی از دلایلی است که حداقل من برای پوشش تنبلی خودم آنها را بیان می‌کنم. 

اگر به ستون دسته‌بندی حاضر در سمت راست همین صفحه نگاهی بیندازید، در دسته‌ی ادبیات داستانی ایران خواهید دید که در میان اسامی نویسندگان این 32 کتاب ایرانی که تا امروز سعی کرده‌ام در کتابنامه درباره‌‌ی آنها بنویسم نام چهار نویسنده‌ی زن به چشم میخورد و از میان آنها جز کتاب "عطرسنبل عطرکاج" فیروزه جزایری دوما که نویسنده‌اش با زبان نسبتاً طنزی ازتجربه‌ی مهاجرت خود به همراه خانواده و همینطور از تقابل فرهنگها سخن گفته، نویسندگان سه اثر دیگر با داستان‌های خود از دغدغه‌های زنان در جامعه‌ی ایران سخن گفته‌اند؛ از "جزیره‌ سرگردانی" سیمین دانشور گرفته که از سرگردانی‌ دختری به نام هستی در سالهای پرآشوب دهه‌ی پنجاه سخن میگفت تا "دو دنیا"ی گلی ترقی که شامل داستانهای کوتاهی از خاطرات تلخ و شیرین از دل سالهای دهه‌ی بیست تا شصت بود و همینطور"پائیز فصل آخر سال است" نسیم مرعشی که حیرانی جوانهای متولد دهه‌ی شصت و آرزوهای تقریباً بر باد رفته آنها در دهه نود را با داستان خود به تصویر کشیده بود. حالا که این آثار را کنار هم لیست می‌کنم، می‌بینم ناخواسته با داستانهایی از بازه‌های زمانی متفاوت همراه بوده‌ام که به نوعی همدیگر را تکمیل می‌کردند و جالب اینجاست که پس از آنها این بار با اثری از فریبا وفی، هم به سالهایی دیگر یعنی دهه‌ی هشتاد سفر کردم و هم با خواندن اولین اثر منتشر شده از این نویسنده، یکی دیگر از آثارمهم ادبیات معاصر کشورمان را تجربه کردم. رمان کوتاهی که با کسب جوایز ادبی مختلفی همچون "یلدا" و "هوشنگ گلشیری" عنوان بهترین رمان سال را نیز به خود اختصاص داده است. 

راوی کتاب "پرنده‌ی من" هم مثل اغلب رمان‌های این چنینی زنی خانه‌دار است اما قرار نیست مثل زنان رمانهای مشابه و پیش از خود باشد، یعنی در واقع به اقتضای زمانه اینگونه است و می‌توان گفت نشان می‌دهد که در این دهه با زنان به روزتری روبرو هستیم که با جسارت بیشتری از پیشینیان خود تلاش می‌کنند تا چندان در قید و بند وابستگی به مردان نباشند. اما در این میان نکته‌ای وجود دارد و آن هم این است که نویسنده‌ی این کتاب با داستان خود سعی دارد نشان دهد که با وجود شخصیت‌هایی این چنینی و با وجود عدم تمایل آنها به این وابستگی محض، باز هم بخاطر زندگی در چنین جامعه‌ای (که در آن این موضوع نسل به نسل انتقال پیدا کرده)، این وابستگی در اعماق وجود نسل جدید نیز رسوخ پیدا کرده و ما این را در تک‌تک شخصیت‌های حاضر در داستان می‌توانیم ببینیم؛ از مادر و خواهران راوی گرفته تا خود او که مثلا در بخشی از متن می‌گوید: تا وقتی امیر خانه است حق ندارم نادان باشم برای همین صبر می‌کنم او بیرون برود.  راوی یاد شده که تا انتهای داستان از او نامی به میان نمی‌آید از همان ابتدای کتاب ما را با ذهنیاتش که همراه با خاطرات او هستند آشنا می‌کند، آن هم با ذهنی که دائم در حال فعالیت است و درباره‌ی همه چیز تجزیه تحلیل دارد و از همان خط اول داستان اینگونه آغاز می‌کند؛  اینجا چین کمونیست است. من کشور چین را ندیده‌ام ولی فکر می‌کنم جایی مثل محله‌ ما باشد. نه، در واقع محله ما مثل چین است: پراز آدم. می گویند در خیابان‌های چین هیچ حیوانی دیده نمی‌شود. هر جا نگاه کنی فقط آدم می‌بینی. با این حساب محله ما کمی بهتر از چین است چون یک گربه هرزه داریم که روی هره دیوار می‌نشیند و طبقه سوم هم از قرار، طوطی نگه می‌دارد. یک مغازه پرنده فروشی هم سر خیابان داریم..." 

اگر بخواهیم به غیر از راوی از دیگر شخصیت‌های داستان بگوئیم می‌توانیم به شوهر او امیر، دو فرزندش شادی و شاهین و همینطور مادرو خواهرانش و پدری که در زمان روایت داستان مدتی‌ست از دنیا رفته اشاره کنیم که همگی از شخصیت‌های مهم و تاثیرگذار داستان هستند ولی هیچکدام از آنها خارج از ذهن راوی ظهور پیدا نمی‌کنند و ما همواره جز موارد معدود از دریچه‌ی ذهن این خانم خانه‌دار و یا خاطراتش با شخصیت‌ها و همینطور خلق و خو و اعمالشان آشنا می‌شویم. گویا او قصد دارد با تجزیه و تحلیل‌هایی که از محیط و دیگر شخصیت‌های داستان انجام می‌دهد و همینطور با تعریف کردن خاطرات آنها برای اثبات یا پیدا کردن خودش یا آنطور که در کتاب می‌گوید برای یافتن پرنده‌ی خود تلاش کند. در واقع او با کند و کاو در گذشته و تصورات آینده در تلاش است جایگاه خود در خانه و خانواده را پیدا کند؛ ...من نه مادرم، نه زنم و نه دخترم. هیچم. از عهده‌ی هیچکدام از نقش‌هایی که به من داده‌اند بر نمی‌آیم. در نقش بچه هم هیچ بودم. حضورم معنایی نداشت. مادر مرا به عشق پسر به دنیا آورده بود و دختر از آب در آمده بودم. برای آقاجان یک پادوی کوچک خانگی بودم. مرا وقت پاک کردن کتش از شوره سر، باد زدن منقل، آوردن زغال و گرفتن ناخن‌ها و در آوردن جوراب‌هایش می‌دید.

..............

+ در ادامه مطلب سعی می‌کنم با کمک گرفتن از بخشهای نسبتاً طولانی از متن کتاب بیشتر درباره داستان بگویم. 

++ برای دوستانی که برای بار اول با نوشته‌های دو رنگ در اینجا مواجه شده‌اند بگویم که کلیه بخشهای نارنجی رنگ برگرفته از متن کتاب هستند. 

مشخصات کتابی که من خواندم: نشر مرکز، چاپ بیست و هفتم 1386، در 1200 نسخه، 141 صفحه 

 

ادامه مطلب ...

سپید دندان - جک لندن

در سالهای دهه‌ی شصت و هفتاد خورشیدی (و شاید کمی پیش از این بازه‌ی زمانی) رمان‌های جاویدان جهان که غالباً در نسخه‌هایی کوتاه شده به فارسی ترجمه می‌شدند، اغلب با جلدهایی هیجان‌انگیز و زیبا به چاپ می‌رسیدند و به این وسیله توجه کودکان و نوجوانان را به خود جلب می کردند و به همین جهت بسیاری از کتابخوانان بزرگسال امروز نیز علاقه‌ی خود به کتاب و کتابخوانی را مرهون آن کتابها می‌دانند. کتابهایی از نویسندگانی همچون ژول ورن، چارلز دیکنز، ویکتور هوگو، مارک تواین، جک لندن و دیگر نویسندگان آثار کلاسیک که در میان آنها لندن با چند رمان، همواره یکی از عضوهای ثابت ویترین این کتابهای پرطرفدار بود، آثاری که تقریباً همه‌ی کتابدوستان جهان آنها را می‌شناسند و تاکنون به بیش از هشتاد زبان جهان ترجمه شده‌اند و در سالهای مختلف فیلم‌ها و انیمیشن‌های مختلفی بر اساس آنها ساخته شده است.

در دنیای کتابهای داستانی، آثار بسیاری وجود دارند که شخصیت اصلی آنها حیوانات هستند، مثلا از میان داستانهایی که من خوانده‌ام نویسندگانی همچون جورج اورول با "مزرعه حیوانات(1945)، پل استر با "تیمبوکتو" (1999) و صادق هدایت با "سگ ولگرد" (1942) از آن دسته‌اند، اما یکی از نویسندگانی که پیش از این افراد به سراغ چنین روایتگری در داستانهایش رفته جک لندن بوده است، او ابتدا در سال 1903 با "آوای وحش" و پس از آن در سال 1906 با انتشار "سپیددندان" داستانهایی نوشت که شخصیت اصلی آنها سگ و گرگ بودند، او یکی از نویسندگان برجسته‌ی آمریکایی در اوایل قرن بیستم به حساب می‌آید، (یعنی 1876 به دنیا آمده و خیلی زود در 1946 از دنیا رفته است.) و بیشتر به خاطر مضمون داستانهایش که درباره‌ی تقابل انسان با محیط خشن و بی رحم طبیعت وحشی آمریکا بود شناخته می‌شود. همانطور که اشاره شد اولین رمان مطرح او "آوای وحش" نام داشت که داستان آن درباره‌ی سگی به نام باک بود، سگی که از یک زندگی راحت در کنار انسانها جدا شده و به دنیای وحشی طبیعت باز می‌گردد، پس از آن "گرگ دریا" و سپس"سپیددندان" را نوشت که می‌توان آن را رمانی متقابل با آوای وحش دانست چرا که داستان آن برخلاف آوای وحش مربوط به گرگ‌سگی است که این بار از دنیای وحشی به سوی تمدن و انسانیت می‌رود. داستان در روزگاری می‌گذرد که تب طلای کلوندایک دامن شمال آمریکا را فرا گرفته بود و سپید دندان در سرزمین سرد و وحشی یوکان در کانادا چشم به جهان گشود و در طبیعت وحشی آن سرزمین رشد کرد، اما همانطور که اشاره شد زندگی‌اش در حیات وحش ادامه پیدا نکرد و بعد از اینکه توسط بومیان شکارچی اسیر شد به این واسطه با انسانها روبرو شده و زندگی‌اش دگرگون گردید. 

نویسنده در این کتاب با توصیفات دقیق از طبیعت و رفتار حیوانات به خوبی از زبان حیوانات با خواننده صحبت می‌کند و این که از زاویه‌ی دید یک سگ یا گرگ به زندگی انسانها نگاه کنیم تجربه‌ای است که جک لندن تلاش می‌کند به خوبی برای خواننده فراهم کند. همچنین او قصد دارد به نوعی به شباهت‌های میان انسان و حیوان نیز در موقعیت‌های مختلف اشاره کند و از طرفی نظرش به سمت پیشرفت تمدن و سرعت بالای آن در زمان انتشار کتاب است.  نکته‌ی دیگر در خور توجه این است که سپیددندان از دنیای وحشی وارد دنیای متمدن انسانها شده اما نویسنده از نگاه او نشان می‌دهد که خشونت انسانها نیز در نوع خود نه تنها کم از حیوانات ندارد بلکه بر خلاف حیوانات که خشونتشان نهایتاً برای حفظ بقای خودشان است در انسان‌ها این خشونت نه برای بقا بلکه حتی برای سرگرمی هم نوعان نیز وجود دارد. 

+ اگر شما هم مثل من در کودکی و نوجوانی خواندن این کتاب را تجربه نکرده باشید و فقط انیمیشن آن را در خاطر دارید، نگاهی به آن در هر سن و سالی که هستید خالی از لطف نیست، هر چند برای کودکان و نوجوانان نسبتاً مهیج‌تر است.