کتابـــنامه

کتابـــنامه

درباره‌ی کتاب‌ها و گاهی فیلم‌ها | کانال تلگرام: https://t.me/darbareketabha
کتابـــنامه

کتابـــنامه

درباره‌ی کتاب‌ها و گاهی فیلم‌ها | کانال تلگرام: https://t.me/darbareketabha

پر - شارلوت مری ماتیسن

در باشگاه کتاب، جمع‌های کتابخوانی و یا هر جا که صحبت از کتاب بوده و اشخاصی حضور داشتند که نوجوانی و جوانی خود را در دهه‌های 40 تا 60 خورشیدی گذرانده و اهل رمان خواندن بودند، اغلبشان از تجربه‌ی خواندن رمان "پر" سخن به میان می‌آوردند، آن هم با خاطره‌ای خوش از یک رمان خوش‌خوان که البته آن را پُر اشک نیز می‌خواندند. این حجم از توصیفات و دسترسی اتفاقی من به نسخه صوتی این کتاب کنجکاوم کرد تا من هم با تفاوت چند دهه‌ پس از آن کتابخوانان تصمیم بگیرم خواندن یا به تعبیری شنیدن این کتاب را تجربه‌ کنم. رمان"پر" که می‌توان آن را در دسته‌بندی ادبیات داستانی کلاسیک انگلستان قرار داد و آن را اثری در مکتب رمانتیسم دانست نوشته‌ی خانم شارلوت مری ماتیسن است، نویسنده‌ای که اطلاعات اندکی درباره‌ی زندگی‌ او وجود دارد و مثلا در این حد می‌دانیم که در سال 1888 در انگلستان به دنیا آمده، عمر چندان بلندی نداشته و در سال 1937 در یکی از شهرستانهای جنوب غربی این کشور به نام کُرن‌وال از دنیا رفته است. او در طول عمر 49 ساله‌ی خود چند رمان نوشت که "پر" و "مورونای سبز پوش" از آثار ترجمه شده‌ و شناخته شده‌ی او در ایران هستند، پر پیش از بسیاری از شاهکارهای ادبیات جهان اولین بار در سال 1331 با ترجمه‌ی میمنت دانا در ایران منتشر شده است.

داستان با دیدار دو دوست قدیمی با یکدیگر آغاز می‌شود. دو دوستی که هرچند در دوران تحصیل با یکدیگر همراه بوده‌اند اما روزگار یکی از آنها را به سمت نویسندگی و دیگری که شخصیت اصلی داستان است و راجر دالتون نام دارد را به سمت کارمندی کشانده است. حالا راجر بعد از مدت‌ها دوری از دوست خود و البته پس از تحمل سه سال زندان به نزد او آمده و برایش یادداشتهایی آورده که شامل وقایعی هستند که در چند سال اخیر بر وی گذشته است و از دوستش می‌خواهد بر اساس آن یک کتاب بنویسد. جناب نویسنده نیز با شروع خواندن آن یادداشت‌ها در ابتدا راوی داستان شده و بعد از ورود به داستان کم کم خود دالتون سکان روایت را به دست می‌گیرد و هر از گاهی هم به زمان حال ودیدار این دو دوست و البته ماجراهای دیگری که در زمان حال اتفاق می‌افتد پرداخته می‌شود.  راجر دالتون، مردی میانسال است و همانطور که اشاره شد شغلش کارمند یا دقیق‌تر بگویم بازرس بیمه است. او در کنار همسر و فرزندش زندگی آرام و منظمی داشته تا اینکه حین بررسی یکی از پرونده‌ها با زنی به نام مادام کوترل آشنا می‌شود و پس از آن زندگی‌اش دگرگون می‌گردد. ماویس کوترل زنی بسیار جوان است که همسر مردی‌ بوده که به تازگی فوت شده و وقتی راجر برای پیگیری کار بیمه به منزل او مراجعه می‌کند در ابتدا و از پشت در خانه‌اش با آواز سحرانگیز او مواجه شده و پس از دیدار به او علاقه‌مند می‌گردد، علاقه‌ای که به مرور به عشقی جانسوز میان این دو تبدیل می‌شود و در واقع ماجرای اصلی کتاب همین عشق نامتعارف است. عشق ممنوعه‌ای که با توجه به عقاید مذهبی آن دوران و همینطور با توجه به شناختی که از همسر راجر و خصوصیات اخلاقی او پیدا می‌کنیم عشقی ناممکن به نظر می‌رسد. 

از نقاط قوت کتاب شرح درگیری‌های ذهنی دالتون در مواجهه با این عشق است که به زیبایی و بسیار مشابه با آنچه که بسیاری از ما هر روزه درباره مسائل مختلف آن را تجربه می‌کنیم به تصویر کشیده شده و مخاطب را با خود همراه می‌کند، آن هم یک همراهی پیوسته، چرا که نویسنده در تعلیق داستانی نیز موفق عمل کرده و با این که نسخه صوتی این کتاب را انتخاب کرده بودم مرا به خوبی تا پایان کتاب همراه نمود. شخصیت اصلی داستان در تجربه‎‌ی رابطه‌ی عاشقانه‌اش شاهد چرخه‌ای بود که طعم واقعی عشق، رنجِ یاس و روزنه‌های امید را شامل می‌شد. 

+ "پر" شباهت زیادی به آثار کلاسیکی مانند "بلندی‌های بادگیر" یا "جین ایر" دارد اما خب به دلایل مختلف نمی‌توان آن را هم‌سطح آن آثار قرار داد. به هر حال به گمان من شاید این اثز از لحاظ ادبی پائین‌تر باشد اما با خیال راحت می‌توانم بگویم خواندنش برای من از آن دو اثری که نام بردم پر کشش‌تر بوده است.

نسخه‌ای که من خواندم یا در واقع شنیدم:  کتاب صوتی پر، ترجمه‌ی میمنت دانا، با صدای رضا عمرانی و گروهی از گویندگان، نشر صوتی ماه‌آوا، در 6 ساعت و 35 دقیقه.

1984 - جورج اوروِل

در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هشتاد خورشیدی ,وقتی دانشجو بودم اولین بار به واسطه‌ی کتاب مزرعه‌ حیوانات با جورج اورول آشنا شدم و به یاد دارم آن روزها از خواندن آن و شباهتش با آنچه بر ما گذشته و می‌گذرد شگفت زده شدم. وقتی با شور و هیجان این تجربه را با دیگر کتابخوان‌ها در میان گذاشتم به من توصیه کردند برای تجربه‌ی داستانی عمیق‌تر به سراغ دیگر اثر اورول یعنی 1984 بروم و بعد از عمل به توصیه آنها هرچند خواندنش برایم به سادگی کتاب قبل نبود اما همواره در ذهنم اثری بسیار مهم باقی ماند و این اهمیت به اندازه‌ای بود که امروز بعد از سالها مجاب شوم به بهانه‌ی کتاب ماه باشگاه مسیر سبز باز هم آن را بخوانم.

سال‌های میانی قرن بیستم میلادی را می‌توان سالهای اوج گسترش سوسیالیسم یا به طور کلی جریان چپ دانست. جریانی که فارغ از درست یا غلط بودن آن، شاخه‌ها و انحرافات متعددی پیدا کرد و با این حال روشنفکران بسیاری را نیزبه خود جذب نمود. جورج اورول نیز یکی از جمله این روشنفکران بود اما تفاوتی که اورول با دیگر هم نسلانش داشت این بود که همه چیز را کورکورانه نمی پذیرفت، او که در جنگ داخلی اسپانیا برای مبارزه با فاشیسم به نیروهای چپ پیوست تا علیه ژنرال فرانکو بجنگد در میدان جنگ مشاهده کرد که چگونه کمونیست‌های طرفدار شوروی حتی نیروهای خودی غیرهمسو با خود را سرکوب و اعدام می‌کنند و این تجربه‌ به او اثبات کرد که حتی ایدئولوژی‌های عدالت‌خواه هم می‌توانند به ابزاری برای سرکوب تبدیل شوند و آزادی و عدالتی که از آن دم می‌زنند را قربانی کنند. در واقع همین تجربه بود که او را بر آن داشت تا رمان‌های مزرعه حیوانات و 1984 را بنویسد، اولی به عنوان تمثیلی از انقلاب روسیه و انحراف از آرمانهای اولیه‌اش و دومی هشداری برای آینده‌ای که در آن عدالت بهانه‌ای برای زاده شدن ضحاک‌ها و کنترل کامل برانسانها خواهد شد. 

هزار و نهصد و هشتاد و چهار که در سال 1948 نوشته شده رمانی پادآرمانشهری است که دنیا را در چنگ حکومتی تمامیت‌خواه به تصویر می‌کشد و داستان آن در جامعه‌ای جریان دارد که تحت نظارت کامل یک حزب به رهبری "ناظر کبیر" اداره می‌شود. نظارتی که شاید برای برخی ورای تصور باشد و مرزهای آن از نظارت برخصوصی‌ترین روابط انسانها تا کنترل خاطره‌ و اندیشه‌ی افراد و حتی تغییر در گذشته نیز کشیده می‌شود. دنیا در این زمانه به سه کشور پهناور "اقیانوسیه، شرقاسیه و اروسیه" تقسیم شده است (البته صالح حسینی تصمیم گرفته است که نام‌های Oceania/Eurasia/Eastasia را این گونه ترجمه کند). حزب ناظر کبیر بر کشور اقیانوسیه حکومت دارد، ابرقدرتی که از قضا بریتانیا هم جزئی از آن است. جمعیت اقیانوسیه را می‌توان به سه بخش اصلی تقسیم نمود که بخش بسیار اندک آن را اعضای حزب مرکزی و بخشی دیگر که باز هم آن را می‌توان اندک شمرد به عنوان اعضای حزب عادی و تقریبا 85 درصد باقی مانده‌‌ی مردم کارگرانی هستند که در کتاب به نام رنجبران شناخته می‌شوند.

راوی داستان سوم شخص محدود بوده و شخصیت اصلی، مردی است که همچون من سالهای نزدیک به چهل سالگی خود را پشت سر می گذارد و "وینستون اسمیت" نام دارد. طبق دسته‌بندی ذکر شده، وینستون یکی از اعضای عادی حزب و کارمند یکی از وزارتخانه‌هاست. اما بگذارید از وزارتخانه‌ها بگویم؛ در واقع امور کشور توسط چهار وزارتخانه سر وسامان داده می‌شود که "وزارت صلح، وزارت حقیقت، وزارت عشق و وزارت فراوانی" نام دارند. وینستون در وزارت حقیقت کار می‌کند، وزارتی که در واقع می‌توان گفت بویی از حقیقت نبرده است و این تضاد میان عملکرد و نام، مربوط به همه‌ی وزارتخانه‌های این جامعه است به طوری که؛ وزارت صلح با جنگ سر و کار دارد، وزارت حقیقت با دروغ، وزارت عشق با شکنجه و وزارت فراوانی با قحطی. وظیفه‌ی اصلی وزارتی که وینستون در آن مشغول به کار است دگرگون کردن حقیقت اتفاق افتاده در گذشته در قیاس با آنچه در حال حاضر روی داده می‌باشد. به طور مثال ...چندی پیش در فوریه وزارت فراوانی وعده‌نامه‌ای صادر کرده بود که در سال 1984 کاهشی در سهمیه شکلات روی نخواهد داد، اما تا آنجا که وینستون اطلاع داشت سهمیه شکلات در پایان هفته جاری از 30 گرم به 20 گرم تقلیل می‌یافت، کاری که وینستون باید می‌کرد این بود که وعده‌ی اصلی را با این هشدار جایگزین سازد که سهمیه شکلات در آوریل شاید بر حسب ضرورت تقلیل داده شود.  چنین کاری نه فقط درباره‌ی روزنامه‌ها انجام می‌شد که در مورد کتابها، نشریات ادواری، پوسترها، اعلامیه‌ها، فیلم‌ها، نوارهای صدا، کارتون‌ها و عکس‌ها نیز همینطور، هر نوع نوشته‌جات یا سندی که دلالت سیاسی یا ایدئولوژیکی داشت روز به روز و تقریباً دقیقه به دقیقه‌ی گذشته با کیفیت حال منطبق می‌شد.

در این میان وینستون اسمیت در تلاش است تا در زیر این چرخ دنده‌های قدرت مقاومت کرده و استقلال فکری خودش را حفظ کند، اما در جهانی که هر حرکت و حتی هر فکر انسان تحت نظارت است این مقاومت کاری بسیار دشوار خواهد بود. در واقع کتاب 1984 که داستان آن مبارزه‌ی وینستون با تمامیت‌خواهی است هشداری به آینده به حساب می‌آید و می‌خواهد بگوید که آی آیندگان بدانید که ایدئولوژی‌هایی که با حرفهای زیبا دم از عدالت و آزادی می‌زنند هم ممکن است این گونه به راحتی مورد تحریف قرار گیرند و هشدار که چقدر زود فراموشی و بی تفاوتی و اعتماد کورکورانه باعث می‌شود دروغ جای حقیقت را بگیرد و در نهایت این پند که در چنین جامعه‌ای که صدای حقیقت به جایی نمی‌رسد اولین قدم مقاومت می‌تواند تفکر باشد.

+ در ادامه مطلب تلاش می‌کنم با بخشهایی از متن کتاب بیشتر درباره‌ی داستان بنویسم.

++ از اینجا هم می‌توانید به یادداشت دوست خوبم درباره‌ی این کتاب در وبلاگ میله بدون پرچم دسترسی داشته باشید.

مشخصات کتابی که من خواندم: چاپ سیزدهم، پائیز 1389، در 3300 نسخه، انتشارات نیلوفر

ادامه مطلب ...

همه‌ی افتادگان - ساموئل بکت

همیشه با خودم فکر می‌کردم که اگر قرار باشد روزی اثری از ساموئل بکت بخوانم بی‌شک آن اثر مشهورترین نمایشنامه‌ی او یعنی در انتظار گودو خواهد بود یا حتی به سه گانه‌ی مشهور او نیز فکر کرده بودم، اما به هر حال به صورت خیلی اتفاقی به سراغ نمایشنامه‌ای رفتم که بیش از این حتی نام آن را هم نشنیده بودم. نمایشنامه‌ای به نام همه‌ی افتادگان که من نسخه صوتی آن را شنیدم، البته از ابتدا هم این اثر یک نمایشنامه‌ی رادیویی بوده که در سال1967 توسط بکت نوشته شده است. این نمایشنامه‌ی تک پرده‌ای ماجرای یک روز از زندگی یک زوج سالخورده است که در ابتدا به نظر تمرکز بیشترِ نویسنده بر روی یکی از شخصیت‌های اصلی آن یعنی خانم رونی است. خانم هفتاد ساله‌ای که در ابتدای داستان خود را به سختی به ایستگاه را آهن می‌رساند تا به استقبال شوهرش برود، شوهری که از قضا مرد کهنسالی نابیناست. بخش زیادی از نمایشنامه به همین مسیری که خانم رونی آن را تا راه آهن می‌پیماید اختصاص پیدا کرده است و با صحبت‌های این خانم و اتفاقات و اشخاصی که او در این مسیر با آنها روبرو می‌شود حس استیصال بشر امروزی را به خوبی به مخاطب انتقال می‌دهد، تمامی اهالی روستایی که در طول مسیر با خانم رونی برخورد می‌کنند هر کدام به شکل خاص خودشان بدبخت هستند و به همین دلیل در میان روابط آنها خبری از همدردی نیست و بیگانگیِ دنیای امروز و تنهایی بیش از پیشِ بشر در همه‌ی افتادگان موج می‌زند، همانطور که از نام نمایشنامه بر می‌آید انگار همه‌ی شخصیت‌های این نمایشنامه در واقع افتادگان معناباخته‌ای هستند که به نوعی شاید منتظر شخصی هستند تا دست آنها را بگیرد، شاید شخصی همچون "گودو"ای که هیچ وقت از راه نخواهد رسید. 

+ این اثر همانطور که آوازه‌ی نویسنده‌اش انتظار داشتم در راستای همان تئاتر معناباختگی که به نام او شناخته می‌شود، نمایشنامه‌ای تلخ اما خواندنی بود.

++ مشخصات کتابی که من خواندم(شنیدم): ترجمه‌ی مراد فرهادپور و مهدی نوید، نشر نی ، در 79 صفحه جیبی، ناشر صوتی: آوانامه، با صدای گروهی از گویندگان، در 1 ساعت و 29 دقیقه.


ساموئل بارکلی بکت در 13 آوریل 1906 در شهر دوبلین ایرلند به دنیا آمد، خانواده او پروتستان بودند. او دوره‌ی ابتدایی را در شهر زادگاهش سپری کرد و به واسطه علاقه‌اش به زبان فرانسه در این رشته ادامه‌ی تحصیل داد و و در سال 1928 عازم پاریس شد و پس از آن به تدریس مشغول شد و در همان زمان بود که با جیمز جویس آشنا شد و بی شک این آشنایی با جویس نقش به سزایی در شکوفایی استعداد های او داشت. بکت به شخصیت عجیب و غریب و در واقع تا حدودی منزوی‌اش معروف بود و همواره سعی می‌کرد از رسانه‌ها دوری کند و حتی وقتی در سال 1969 برنده جایزه نوبل ادبیات شد هم مدتی خود را در هتل محلی که جهت تعطیلات به آنجا سفر کرده بود مخفی کرد و حتی برای دریافت جایزه نوبل هم این ناشرش بود که بجای او به استکهلم سفر کرد و در واقع دلیل این فراری بودن خودش از بیشتردیده شدن و مشهور شدن را در این می‌دانست که اعتقاد داشت جایزه بردن آثارش، آثار او را به کالاهایی سرمایه‌ای تقلیل خواهد داد. موضوعی که امروز هم برای هر برنده‌ی جایزه ادبی و سینمایی رخ می دهد. در نهایت بکت در 22 دسامبر 1989 این دنیا را ترک گفت اما آثار مهمی همچون در انتظار گودو، مالوی، مالون می‌میرد، نام ناپذیر و دست آخر و... از او باقی ماند.

#7 هری پاتر ویادگاران مرگ - جی. کی. رولینگ

هری پاتر و یادگاران مرگ عنوان هفتمین و آخرین جلد از مجموعه‌ی هری پاتر است که اولین بار در سال ۲۰۰۷ در ۶۰۷ صفحه در انگلستان منتشر شد که البته در نسخه فارسی در دو جلد ترجمه و به چاپ رسیده است. داستان این کتاب در ادامه‌ی ماجراهایی که برای هری در جلدهای پیشین این مجموعه اتفاق افتاده پی گرفته می‌‌شود، ماجراهایی که شما خواننده‌ی عزیز که احتمالاً برخلاف من نوجوان هستی در 6 جلد قبلی این مجموعه آنها را دنبال کرده‌ای و حتماً می‌دانی در پایان جلد قبل چه اتفاقاتی افتاد (اگر به خاطر نداری هم میتوانی از اینجا درباره‌اش بخوانی).  اما در ابتدای این جلد هری 17 ساله شده و این سن در دنیای جادوگری به معنای سن قانونی است و در نتیجه جادوی حفاظت مادرش دیگر برای او بی اثر شده و حالا خطر لرد سیاه و یارانش بیش از پیش او را تهدید می‌کند و به این جهت یاران محفل ققنوس در پی حفاظت از او هستند و از طرفی هری به همراه هرمیون و رون برای تحقق بخشیدن آخرین خواسته‌ی دامبلدور به دنبال جان‌پیچ‌های باقی مانده از وُلدمورت (لرد سیاه) هستند، جان‌پیچ‌هایی که بخش‌هایی از روح لُرد سیاه را در خود جای داده‌اند و تا وقتی که همه‌ی آنها نابود نشوند لرد سیاه هیچ گاه از بین نخواهد رفت. وُلدمورت دراین جلد از کتاب بیش از هر زمان دیگری به قدرت رسیده  و هری هم در فقدان دامبلدور به دلیل از دست دادن بیشتر یارانش حالا تنهاتر از همیشه است، اما در همین گیرو دار به رازی پی می‌برد که به واسطه‌ی آن هر انسانی در دنیای خیال‌انگیز این کتاب می‌تواند ارباب مرگ شده و بر مرگ پیروز گردد، آن هم به واسطه‌ی سه یادگار مرگ که اَبَر چوبدستی، سنگ زندگی مجدد و شنل نامرئی اصلی هستند و هری در جستجوی جان‌پیچ‌ها به وجود آنها پی می‌برد و در کارزار خود برای رسیدن به هدفش با آنها دست و پنجه نرم می‌کند.

این کتاب پایان داستان هیجان‌انگیز هری و باقی شخصیت‌هاست و گره‌هایی که هری به همراه خواننده در تک‌تک جلدهای پیشین این مجموعه با آنها دست و پنجه نرم کرده بود در این کتاب همگی باز می‌شوند و شاید به جرات بتوان گفت این جلد یکی از بهترین جلدهای این مجموعه است که در آن خیر و شر و در واقع همه چیز به حد نهایت خود می‌رسد. 

+ جی‌کی‌رولینگ با نوشتن کتابهای هری پاتر پنجره‌ی جدیدی در دنیای کتابهای فانتزی باز کرد و به قول یکی از دوستان یکی از نقاط مثبت کتابهای هری پاتر که در آثار مشابه دیده نمی‌شود پیش بردن دو دنیای واقعی و فانتزی در کنار هم است.

++ نسخه صوتی همه‌ی 7 جلد این مجموعه با صدای آرمان سلطان‌زاده به زیبایی و به واقع هنرمندانه اجرا شده است که من همه‌ی این جلدها را اینگونه شنیدم و خواندم. کمپانی برادران وارنر نیز در همان سالهای انتشار کتاب، به ترتیب شروع به ساخت فیلم‌هایی بر اساس کتابها کرده است که بیشتر فیلم‌ها با وفاداری کامل به کتابها فیلم‌های پرفروش و دیدنی از آب درآمده‌اند و طبق آمار تا سال 2012 یعنی یکسال بعد از اکران آخرین فیلم از این مجموعه، مجموعاً به فروشی  نزدیک به 7 میلیارد دلار رسیده بود که در نوع خود رکورد به حساب می‌آمد.

+++ جلدهای قبلی این مجموعه به این ترتیب بودند:  ۱_هری پاتر و سنگ جادو ۲_ هری پاتر و حفره اسرار آمیز۳_هری پاتر و زندانی آزکابان ۴_ هری پاتر و جام آتش ۵_هری پاتر و محفل ققنوس 6- هری پاتر و شاهزاده دورگه

مشخصات کتابی که من شنیدم: ترجمه‌ی ویدا اسلامیه، انتشارات کتابسرای تندیس، نشر صوتی آوانامه، با صدای آرمان سلطان‌زاده، در 29 ساعت و 38 دقیقه

جین ایر - شارلوت برونته

داستان از زمان کودکی جین ایر آغاز می شود، کودکی 10 ساله که پدر و مادرش را از دست داده و نزد دایی خودش زندگی می‌کرده که از قضا دایی او هم مدتی است از دنیا رفته و پیش از مرگ، خواهرزاده‌ی خودش را به همسرش سپرده است، اما همسرش، یعنی زندایی جین، از او متنفر است و این موضوع باعث می‌شود، خانه‌ی دایی در فقدان او و با حضور زندایی و فرزندانش برای جین تبدیل به جهنم شود. در نهایت او را به مدرسه‌ای شبانه روزی که مختص یتیمان است می‌فرستند و ماجرای کتاب در طول 8 سال حضور جین در این مدرسه که به تحصیل و تدریس می گذرد، ادامه پیدا می‌کند. اما این دو بخش اشاره شده، از بخش‌های اصلی این کتاب نیستند و در واقع بعد از مدرسه و انتخاب شغل معلم سرخانگی و ورود به  خانه‌ی مردی برای تدریس به دختر او، بخش اصلی کتاب آغاز می‌گردد که احتمالاً همتنطور که درباره این کتاب می دانید به ماجرای عشق ارتباط پیدا می‌کند و مصائب آن و یک ماجرای کنجکاوی برانگیز دیگر که اشاره به آن دیگر چیزی از داستان کتاب باقی نخواهد گذاشت. کتاب یک داستان عاشقانه است که بعد از کمی تحقیق و مطالعه درباره‌ی زندگی نویسنده‌‌اش آن خواهیم یافت که سیر آن بسیار مشابه مسیر زندگی نویسنده یعنی شاربوت برونته است. دلایل مختلفی وجود دارد که به سراغ خواندن کتابی برویم و آن را بخوانیم، اما بگذارید من از دلیل خودم برای مطالعه‌ی این کتاب، در ادامه‌ی مطلب بگویم.

مشخصات کتابی که من نسخه صوتی آن را شنیدم: جین ایر، ترجمه‌ی نوشین ابراهیمی، نشر صوتی آوانامه با صدای مریم پاک‌ذات، در 26 ساعت و 30 دقیقه. نسخه‌های چاپی این کتاب هم کم نیستند اما آن نسخه‌ای که این کتاب صوتی از روی آن خوانده شده است در سری عاشقانه‌های کلاسیک نشر افق در دو جلد منتشر شده است.

 

ادامه مطلب ...