کتابـــنامه

کتابـــنامه

درباره‌ی کتاب‌ها و گاهی فیلم‌ها | کانال تلگرام: https://t.me/darbareketabha
کتابـــنامه

کتابـــنامه

درباره‌ی کتاب‌ها و گاهی فیلم‌ها | کانال تلگرام: https://t.me/darbareketabha

مگه تو مملکت شما خر نیس؟ - عزیز نسین

در سالهای اول وبلاگ‌نویسی در کتابنامه یادداشتی درباره‌ی یکی از کتابهای عزیز نسین نوشته بودم با عنوان تا کتک نخورم آدم نمی‌شم، نسخه‌ای جیبی متشکل از چند داستان کوتاه از این نویسنده‌ی ترکیه‌ای که سالها پیش از این که مردم دنیا ادبیات ترکیه را به واسطه‌ی اورهان پاموک و جایزه نوبل ادبیاتش بشناسند برای ما مردم ایران نویسنده‌ی آشنایی بود و اگر به کتابخانه‌ی افراد متولد دهه‌های قبل از پنجاه خورشیدی نگاهی بیندازید حتما چشمتان به نسخه‌ای از داستانهای این نویسنده خواهد خورد (آن هم با طرح جلدی مشابه با تصویری سمت راست می‌بینید). البته در چند سال اخیر برخی از داستانهایش در قطعی تازه هم به چاپ رسیده است و مجموعه داستان "مگه تو مملکت شما خر نیس؟" یکی از همین مجموعه‌هاست که در سالهای اخیر به چاپ رسیده و گویا در نسخه‌ی اصلی گزیده‌ای از آثار نویسنده به دست خودش بوده که پس از نیم قرن فعالیت ادبی توسط خودش گرد آمده و به چاپ رسیده و این نسخه‌ی فارسی نیز گزیده‌ای از داستانهای آن کتاب این بار به انتخاب ارسلان فصیحی مترجم کتاب است که نشر ققنوس آن را منتشر کرده و داستانهایش مثل اغلب داستانهایی که از نسین می‌شناسیم آثاری طنزآمیز با موضوع فساد اداری و نابرابری اجتماعی است، داستانهایی که در آنها به سرکوب آزادی فردی در جامعه اشاره می‌شود و  با توجه به نزدیک بودن فرهنگ کشور ترکیه به کشور ما تو گویی نویسنده هموطن ماست و از ما و معضلاتی که با آنها دست و پنجه نرم می‌کنیم سخن می‌گوید. برای آشنایی با زبان این داستانها می‌توانید در ادامه بخشی از پاراگراف آغازین داستان"هی کمتر شدیم" از این مجموعه را بخوانید: خیلی بیکار مانده‌ام سلیم افندی. به هر جا برای کار می‌روم دست خالی بر میگردم. راضی‌ام دربانی، آبدارچی‌ای چیزی بشوم. آن هم گیر نمی‌آید... پنج سر عائله دارم. توی این دوره و زمانه سیر کردن این همه شکم مگر شوخی است؟ اجاره خانه از یک طرف، خورد و خوراک از طرف دیگر، طلبکارها هم از آن یکی طرف؛ دیگر دارم دیوانه می‌شوم. پس انداز هم که ندارم. تازه اگر هم داشته باشم به چه دردی می‌خورد سلیم افندی؟ قدِ کوه هم اگر باشد تمام می‌شود. هر چه داشتیم فروختیم و خوردیم. مدام با خودم می‌گویم خدایا، چه کار باید بکنم. دیگر از دوست و آشنا کسی نمانده که ازش قرض نگرفته باشم. دری نمانده که نزده باشم. دیگر از خودم هم خجالت می‌کشم. راستش از بی عرضگی خودم هم حرص می‌خورم. هر کسی را نگاه می‌کنی، راه پول در آوردن را پیدا کرده دارد زندگی‌اش را می‌کند. من چه آدم بی عرضه‌ و دست و پا چلفتی‌ای بوده‌ام. مثل سگ پشیمانم از این که از کار قبلی‌ام بیرون آمدم. حالا خوب است که خودم بیرون نیامدم، بیرونم کردند...می‌دانی، نه سال بود اوی آن کارخانه کار می‌کردم...

داستانهای این کتاب همینطور خط روایت ساده‌ای دارند و نویسنده به همین سادگی نقدهای اجتماعی خود را در خلال داستانهایش ارائه می‌دهد. مثلا همین داستانی که بخشی از آن را خواندید به موضوع فقر و بیکاری اشاره دارد و همینطور آنقدر طنازی دارد که خواننده را در لحظاتی به ریسه بیندازد. در بیشتر داستانها این موضوع برقرار است، البته این را می‌دانم که ما دیگر شاید به راحتی گذشته نتوانیم بخندیم اما به هر حال با بسیاری از داستانها قطعا لبخند خواهیم زد. عزیز نسین در داستانهای دیگر با عینک‌های متفاوتی به معظلات اجتماعی و فرهنگی نگاه کرده مثلا در داستان چهارم این مجموعه که "کلاه دامادی" نام دارد ماجرای جوانی را شرح می‌دهد که دختری برای ازدواج با او شرط داشتن کلاه مخملی را برایش گذاشته است. کلاهی که تنها بر سر چند نفر از مقامات شهر دیده شده و در روستا پیدا نمی‌شود و شخصیت اصلی کتاب برای رسیدن به آن به هر دری می‌زند و هر تلاشی که لازم باشد انجام می‌دهد و به چه روزی که نمی‌افتد.  یا در داستانی دیگر که "مستر فیشر می‌آید" نام دارد نامه‌نگاری‌های بی‌فایده‌ی ادارات دولتی را به نقد می‌کشد. یا در یکی از داستان‌ها که "اون طورها هم نیست" نام دارد ماجرای شخصی را می‌خوانیم که در خانه مشغول خوردن شام است و با اینکه به همسرش می‌گوید امشب اشتها ندارم اما مثل فیل می‌خورد و با همان احوال به زنش می‌گوید صبح زود بیدارم کن تا به حوزه‌ی انتخابیه بروم تا با دوستان نظرات و گلایه‌های مردم را بشنوم و در صدد رفع آنها بر بیایم اما شب آنقدر غذا خورده که کل شب را خواب می‌بیند همه مردمی که به او مراجعه کرده‌اند بدون مشکل هستند و هیچ کس مشکلی وجود ندارد تا اینکه همسرش صدایش می‌کند و می‌بیند و خواب مانده و ساعت 10 صبح است. در یکی دیگر از داستانها که "فرستاده امضا" نام دارد ماجرای شخصی را می‌خوانیم که به نام نظمی امضایی معروف شده، شخصی که برای هر کاری از جمله آسفالت کوچه و خیابان محل تا در نهایت آن سر دنیا امضا جمع می‌کند و به مقصودش می‌رسد. نسین حتی با موضوع وسواس هم داستان طنز جالبی به نام نسرین خانم وسواسی نوشته و یا تا جایی که توانسته با داستان چپی‌ای را راستی به عالم  سیاست هم پا گذاشته است."مگه تو مملکت شما خر نیس؟" هم که نام مجموعه را به خود اختصاص داده ماجرای مشابهی با گنجشک را رنگ کردن و به جای قناری فروختن است.

+ این مجموعه از هفده داستان کوتاه تشکیل شده که شاید پشت سر هم خواندن آنها کمی برای خواننده حس تکراری بودن بدهد و به نظرم خواندن داستان به داستان آنها با فاصله‌ای نه چندان زیاد قطعاً تجربه‌ی شیرین‌تری رقم خواهد زد. همچنین در نشر آوانامه با صدای آرمان سلطان زاده نسخه صوتی این کتاب هم موجود است که اجراهای شیرینی از آب در آمده و من بسیاری از این داستانها را به صورت صوتی از همین نسخه شنیدم.