X
تبلیغات
زولا

کتابـــنامه

هان تا سر رشته ی خرد گم نکنی / خود را ز برای نیک و بد گم نکنی / رهرو تویی و راه تویی منزل تو / هشدار که راه خود به خود گم نکنی._________شهاب الدین سهروردی

چهارشنبه 27 دی 1396 ساعت 09:58

سه تار - جلال آل احمد

"از قدیم هم گفته اند که یک سوزن به خودت بزن و یک جوالدوز به دیگران" 

هر وقت قصد خواندن کتاب جدیدی دارم  چشمم به دسته بندی سمت چپ وبلاگ می افتد و آنجا پوشه ی خلوت ادبیات داستانی ایران چنان مظلومانه نگاهم می کند که از این خلوتی شرمسارمی شوم،  امان از این خودنمایی کتاب های خارجیِ رنگ به رنگِ نشسته در کتابخانه که اجازه نمی دهند چند خطی هم از خودمان بخوانیم تا ببینیم اوضاع داستان در این ور آب چگونه بوده و از چه قرار است .

اما این بار به هر شکلی بود موفق شدم به سراغ یک مجموعه داستان ایرانی بروم که همین مجموعه حاضر پیش روی شماست و بنظرم زمان مناسبی هم این کار را انجام دادم چون کتاب روان و موتور راه انداز نسبتاً خوبی حداقل برای شخص من به حساب می آمد . خصوصا به این دلیل که با خودم عهد کرده بودم که کتاب بعداز آن را از بین قطورهای موجود در کتابخانه انتخاب کنم . 

این کتاب که سه تار نام دارد مجموعه ای از 13 داستان کوتاه از جلال آل احمد است که از لحاظ تاریخ انتشار پس ازمجموعه داستان های "دید و بازدید" و "از رنجی که می بریم" به عنوان سومین مجموعه داستان جلال برای بار اول در سال 1327 به چاپ رسیده است . در این مجموعه نویسنده می کوشد به فقر فرهنگی و خرافات موجود در جامعه ی عصر خود بپردازد که البته بعد از گذشتن نزدیک به 70 سال از نوشته شدن این داستان ها هنوز برخی از مسائل اشاره شده به قوت خود باقی هستند.

...........................................................

مشخصات کتاب من:  چاپ هشتم 1395،نشر معیار علم، 1000 نسخه

پی نوشت : در مظلومیت کتابهای نویسندگان ایرانی در فضای مجازی همین بس که یک عکس درست و حسابی از این کتاب در اینترنت وجود نداشت که در وبلاگ بگذارم و دست آخر خودم دست به کارشدم.


در ادامه مطلب چندخطی درباره هریک از داستانها و همچنین بخشهای کوتاهی ازمتن را میتوان مطالعه کرد. 

 


ادامه مطلب
چهارشنبه 20 دی 1396 ساعت 18:49

انیمیشن کوتاهِ "استــاد"


چند دقیقه قبل ازنمایش بزرگ ،استاد و دستیار مکانیکی اش درحال آماده شدن هستند.اما باحرکت عقربه های ساعت ، زندگی همیشه  آن گونه که ما تصور می کنیم نخواهد بود...


درباره ی انیمیشنی که در 5 دقیقه و یا کمتر تمام حرفهایش را میزند هرحرفی از من حکم حرف اضافه را دارد، پس ،پیشنهاد میکنم به تماشای این انیمیشن کوتاهِ خوب  بنشینید.

می توانید این انیمیشن را مستقیما از سایت مینی تونز{>  اینجا< } دریافت  و یا مشاهده نمایید.

..............................

> عنوان اصلی انیمیشن : Maestro

> تاریخ انتشار : 2005

>مدت زمان : 5 دقیقه 

>زبان : صامت 

>کشور سازنده : مجارستان

>کارگردان: Geza M .Toth 

>جوایز و افتخارات : نامزد اسکار 2007

سه‌شنبه 12 دی 1396 ساعت 00:32

دست های آلوده - ژان پل سارتر

اولگا پیچ رادیو را می گرداند ...

گوینده : قوای نظامی آلمان در تمام طول جبهه جنگ معارضه کنان عقب می نشینند .قوای شوروی در چهل کیلومتری مرز ((ایل لیر))،شهر ((کیشنار)) را اشغال کرده اند .قوای ایل لیر در هر مورد که موفق بشوند از منازعه خودداری می کنند .تا کنون تعداد زیادی پناهنده به صفوف متفقین پیوسته اند .مردم ایل لیر،ما می دانیم که شما را مجبور کرده اند تا در برابر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سلاح بر دارید . ما احساسات عمیق و دموکراتیک اهالی ایل لیر را می شناسیم و ما ....

این آغاز نمایشنامه ای است که در هفت مجلس اولین بار در آوریل 1948 در فرانسه و اسفند 1335 در تهران به روی صحنه رفته است . شخصیت اصلی نمایشنامه هوگو بارین  مرد جوانیست از یک خانواده ی ثروتمند که برای رسیدن به آرمان هایش که مبارزه با نازی های آلمانی و شکاف طبقاتی حاکم بر کشورش است خانه را ترک کرده و عضو حزبی به نام پرولتاریا می شود ،در حزب ابتدا به روزنامه نگاری مشغول می شود و پس از مدتی به سران حزب اعلام می کند که آمادگی انجام دادن یک کار درست و حسابی و مهم  را دارد (و البته در یک حزب مبارز منظور از کار مهم و درست و حسابی آدم کشی است ).

یکی از سران باهوش حزب پرولتاریا ،شخصی به نام هودِه رِر جهت ادامه ی مبارزه با بیگانگان و جلوگیری از کشته شدن بی حاصل نیرو ها و مردم قصد ائتلاف با چند حزب دیگر و دولت حاکم را دارد اما مابقی سران حزب اعتقاد دارند که حزب پرولتاریا  مدت هاست که در برابر همین حکومت در حال مبارزه است  و کشته داده  و حاضر به  دست دادن با آنها و قرار گرفتن در یک سمت حتی برای مبارزه با بیگانگان نخواهد بود. اما هوده رر که برخلاف دیگر سران حزب اصطلاحا افقی فراتر از بینی خود را می دید و از آنجا که از روابط بین حزبی خوبی هم برخودار بود درحال به سرانجام رساندن این ائتلاف بود که دیگر سران حزب تصمیم می گیرند از نظر خودشان یک کار درست و حسابی انجام دهند و در نظرشان حزب  و کشور و مردم را نجات دهند و در همین راستا حکم قتل هوده رر را صادر می کنند و این عمل را بر عهده ی هوگو می گذارند ....

کتاب با ملاقات بین اولگا و هوگو آغاز می شود ،این دو که سابقه همکاری در حزب را داشته و نظام فکری نسبتا مشابهی با هم دارند از آخرین ملاقاتشان دو سال می گذرد و هوگو دو سال گذشته را طی حکم پنج ساله ای که به جرم قتل صادر شده در زندان گذرانده است و حالا به دلیل رفتار مناسبش با سه سال عفو آزاد شده و به محض آزادی نزد اولگا آمده است .

سران حزب چندین بار در زندان قصد کشتن اصطلاحاً مهره ی سوخته ی حزب (هوگو) را داشتند و موفق نشدند و حالا هوگو با پاهای خودش به خانه ای آمده که محل رفت و آمد اعضای مهم حزب است ،اما اولگا قصد دارد به او کمک کند و سران حزب را قانع کند که او نام کسی را لو نداده و هنوز قابل اعتماد است .

پس از این ملاقات بخش عمده ی کتاب درنقل از گذشته و چگونگی انجام این ماموریت واگذارشده به هوگو می پردازد وچگونگی اجرای آن توسط هوگو می گذرد. هرچنداز ابتدا قاتل و مقتول در این جنایت مشخص است .اما آیا جنایت واقعی فقط این قتل است ؟ 

...........................................................

ژان-پل شارل ایمار سارْتْرْ  زاده ی 1902 و در گذشته ی 1980  فیلسوف ،اگزیستانسیالیست،رمان نویس و منتقد فرانسوی است که اگرحتی خیلی هم اهل فلسفه و نظریه های فلسفی نباشیم حداقل نام رمان تهوع او که در لیست 1001 کتاب هم حضور دارد را شنیده ایم . اما به غیر از آن اثر  کتاب ها و نمایشنامه های  معروف دیگر او  مثل: گوشه نشینان آلتونا ،مگس ها ،هستی و نیستی، سن عقل و... همگی جزء آثار پرطرفدار هستند . سارتر در سال 1964 موفق به دریافت جایزه ی نوبل ادبیات شد اما از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد و اعلام کرد دوست ندارد نامش در آن لیست قرار بگیرد (که البته در آن لیست باقی ماند ).

  جایی خواندم که ژان پل سارتر که یک فیلسوف بود بهترین راه آموزش مفاهیم فلسفی به مردم را راه ادبیات و تئاتر می دانست،او در نمایشنامه هایش بدون اینکه سنگینی کلمات فلسفی حس شود قوی ترین افکار و سنگین ترین ایده ها را به مخاطب منتقل می کند.


مشخصات کتاب من : ترجمه ی جلال آل احمد ،انتشارات ژکان ،چاپ دوم ،1000 نسخه ،تابستان 1392


در ادامه مطلب بخش هایی از متن کتاب را آورده ام .


ادامه مطلب
جمعه 1 دی 1396 ساعت 00:00

مزرعه حیوانات - جورج اورول

چندی پیش طی داستان هایی که در پست قبل به آنها اشاره کردم تقریبا بی دلیل دست و دلم آنچنان به خواندن نمی رفت و برای روی دور افتادن موتور کتابخوانی تصمیم گرفتم به چند بازخوانی فکر کنم و در حال تصمیم گیری بودم که دوست عزیزم در وبلاگ میله بدون پرچم با مطلب کتاب "آس و پاس در پاریس و لندن" خاطرات اورول را برایم زنده کرد وبه سراغ مزرعه حیوانات رفتم.

به یاد دارم حدود ده سال پیش،مدتی قبل از خوانش اول این کتاب،انیمیشن سینمایی زیبایی دیدم با نام اصلی Barnyard که به نام "رئیس مزرعه" ترجمه شده بود و دوبله خوبی هم داشت.داستانش درباره ی مزرعه ای بود که حیوانات در آنجا کنار صاحب مزرعه زندگی می کردند و هر شب بعد از پایان  روز و خوابیدن صاحبشان در یک اجتماع شبیه به انسانی دور هم جمع می شدند و به رقص و آواز و شادی می پرداختند و خوش می گذراندند تا اینکه رئیس مزرعه به دلایلی که الان در خاطرم نیست مزرعه را ترک می کند و حیوانات به فکر انتخاب یکی از بین خودشان جهت اداره مزرعه می افتند و ادامه ماجرا...

شاید کتاب مزرعه حیوانات به غیر از بخشی از این جزئیات که به آنها اشاره کردم در موارد دیگر شباهت چندانی با این انیمیشن نداشته باشد اما هنگام خواندن کتاب،پیش زمینه های ذهنی از آن انیمیشن درتصویرسازی به من کمک کرد و برام جالب بود.

کتاب درباره ی مزرعه ای است به نام "مزرعه اربابی" که توسط شخصی به اسم آقای جونز اداره می شود . میجرِ پیر ،گرازِ سفید یالِ صاحب مدال ،خوابی می بیند و تصمیم دارد آن را برای دیگر حیوانات نقل کند و در واقع با این کار قصد آگاه کردن حیوانات از وضعیت کنونی شان را دارد :

... حالا رفقا،ماهیت زندگی چیست ؟ بیایید با خودمان روراست باشیم ،زندگی ما ادبار و کوتاه و پر از درماندگی است .به دنیا می آییم ،فقط و فقط به اندازه ی بخور و نمیر به ما می دهند و تا جان داریم از گرده مان کار می کشند و به دردنخور که شدیم ،با بی رحمی از دم تیغ می گذرانند . انسان تنها مخلوقی است که مصرف می کند و تولیدی ندارد. انسان شیر نمی دهد ،تخم نمی گذارد .سرعتش در دویدن به پای خرگوش هم نمی رسد .با این حال آقا بالاسر همه ی حیوانات است .آنها را به کار وا می دارد .در عوض فقط قوت بخور نمیری به ما می دهد و باقی را برای خود نگه می دارد .با کار وزحمت ماست که زمین کاشته می شود ،کود ماست که زمین را حاصلخیز می کند .منتها هیچکدام از ما جز باد به دست نداریم.

میجر به سخنانش ادامه می دهد و به آنها می گوید که تنها راه نجات ما حیوانات بیرون کردن بشر از مزرعه است و وعده انقلاب یا شورشی بر علیه انسان ها را به آنها داده و به آنها هشدار می دهد که از یاد نبرید روزی که بر انسانها پیروز شدید به هیچ وجه نباید شبیه انسان ها شوید و فراموش نکنید که هیچ یک از عادات انسانی نیست که شَر نباشد  و مهمتر از همه اینکه هیچ حیوانی نباید در حق همنوع خود جفا کند ،قوی یا ضعیف ،زیرک یا کودن همه با هم برادریم،هیچ حیوانی نباید حیوان دیگری را بکشد و همه ی حیوانات با هم برابرند.

میجر این  سخنان را با سرودی قدیمی و فراموش شده به نام وحوش انگلیس به پایان می رساند و سه شب بعد با دلی آرام در خواب از دنیا می رود.

پس از او حیوانات باهوش تر مزرعه با دید تازه ای به زندگی نگاه می کردند و ماه های بعد فعالیت های زیرزمینی بسیاری صورت گرفت و شورش حیوانات خیلی زودتر از آنچه که فکرش را می کردند به وقوع پیوست و چند خوک که از بقیه باهوش تر بودند اداره ی امور مزرعه را بعد از پیروزی در شورش به دست گرفتند و تعلیمات میجر پیر را در هفت فرمان" تغییر ناپذیر" خلاصه کردند و  روی دیوار مزرعه بزرگ نوشتند :

1-دوپا رونده دشمن است . 2- بر چهارپارونده و بال دار دوست است .  3-هیچ حیوانی نباید لباس تن کند . 4- هیچ حیوانی نباید بر تخت بخوابد .  5- هیچ حیوانی نباید خمر بنوشد . 6- هیچ حیوانی نباید حیوان دیگری را بکشد .7- همه ی حیوانات برابرند.

آنها خودشان محصولات را درو می کردند و حالا دیگرسهم کامل محصول برای خودشان بود و سیر می خوردند و می خوابیدند و اگر کار می کردند خیالشان راحت بود که برای خودشان کار می کنند نه برای انسانها. 

همه چیز به خوبی و همانگونه که به حیوانات وعده داده شده بود پیش می رفت و روز به روز اوضاع محصول هم بهتر می شد ، اما با قدرت گرفتن خوک های حاکم بر مزرعه اوضاع تغییر کرد و با شیبی ملایم و نا محسوس خدشه هایی در هفت فرمان تغییر ناپذیر وارد شد.

و من به این فکر کردم که همه ما هم (تا حدودی و هر کس به سهمی) قبل و بعد از به قدرت رسیدن در مسائل جزئی و کلی زندگی با این که همان آدم قبل هستیم اما متاسفانه تفاوت اعمال و حرفهایمان از زمین تا آسمان است و نکته غم انگیزش هم اینجاست که گاهاً با چنان نبوغی برای آن دلیل می تراشیم که خودمان هم باورمان می شود.


......................................................................................

>  اریک آرتور بِلر با نام مستعار جورج اوروِل( زاده ی 25 ژوئن 1903 و در گذشته در 21 ژانویه 1950) داستان نویس،روزنامه نگار،منتقد ادبی و شاعر انگلیسی که به غیر از این اثر ،کتاب 1984 و روزهای برمه از شناخته شده ترین آثار او هستند .

>> مشخصات کتاب من : مزرعه حیوانات -ترجمه صالح حسینی و معصومه نبی زاده - چاپ پنجم1389 -3300 نسخه - انتشارات دوستان -158 صفحه .

>>>    اینجا می توانید مطلب وبلاگ میله بدون پرچم درباره این کتاب را بخوانید . 

>>>>  فکر نمی کنم دانستن پایان این کتاب پیش از خواندن آن ضربه ای به آن بزند. در ادامه مطلب بخش هایی نسبتا طولانی از متن کتاب که بنظرم جالب توجه بوده اند را انتخاب کرده ام که شاید امکان لوث شدن داستان در آنها وجود داشته باشد. شاید هم نه.

  


ادامه مطلب